داستان کوتاه آموزنده و جالب قربانی کردن

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است پنج شنبه, ۲۹ بهمن, ۱۳۹۴ در ساعت ۶:۴۵ ق.ظ

داستان کوتاه آموزنده و جالب قربانی کردن

داستانهای جالب , داستان کوتاه , داستان

یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه ، کشاورز دامپزشک میاره .

دامپزشک میگه : ” اگه تا ۳ روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید “

گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه: “بلند شو بلند شو” گاو هیچ حرکتی نمیکنه…

 داستانهای پادشاهان پیشگوی پادشاه حکایت پیشگویی برای پادشاه

روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو میگه: ” بلند شو بلند شو رو پات بایست” باز گاو هر کاری میکنه نمیتونه وایسته رو پاش

روز سوم دوباره گوسفند میره میگه: “سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه و نتونی رو پات وایسی دامپزشک گفته باید کشته شی ” گاو با هزار زور پا میشه..

داستان آموزنده راز زندگی , داستان راز زندگی

صبح روزبعد کشاورز میره در طویله و میبینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی بر میگرده میگه: ” گاو رو پاش وایساده ! جشن میگیریم …گوسفند رو قربوني كنيد… “

نتیجه اخلاقی : خودتونو نخود هر آشی نکنید !